|
•¸.ღ♥♪♫ احمد کیان ♫♪♥ღ¸.•
وبلاگ رسمی خواننده ای از ایران زمین
| |||||||||||
|
چندان بخورم شراب کاین بوی شراب
غم مرگ هنرمند مصطفی خزایی را به جامعه هنرمندان کرد،لر و لک زبان و همچنین خانواده ایشان تسلیت عرض میکنم. فیلم مراسم تشییع جنازه مرحوم مصطفی خزایی با کیفیت بسیار بالا توسط استریو خاطره فیروزان پخش می شود.
آهنگ عجل از مصطفی خزایی [ شنبه بیست و چهارم تیر 1391 ] [ 19:12 ] [ ahmad ]
هم اکنون قریب ۱۵۰ سال است که آیین تعزیه خوانی در روستای گره چقا انجام می شود.
خوشبختانه دو ساله که سکوی تعزیه خوانی روستا افتتاح شده و زیبایی زیادی به روستا بخشیده. من اساتید بزرگی رو در این آیین دیدم و از بچگی (۷سالگی) مشغول تعزیه خوانی بودم تا به حال عکس اول و دوم :سمت راست احمد خزایی و سمت چپ میلاد اولادقباد عکس سوم : میلاد اولادقباد ، احمد و علی خزایی عکس چهارم : میلاد اولادقباد عکس پنجم : مهدی مومیوند ، علی و میثم خزایی ، میلاد و محسن اولادقباد عکس ششم : احمد خزایی عکس هفتم : سکوی تعزیه خوانی روستای گره چقا
[ یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391 ] [ 11:45 ] [ ahmad ]
بچه ها من رفتم سربازی حلال کنید تو مرخصی میام سر میزنم نظر بدید [ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:54 ] [ ahmad ]
.
. . . . . . . . . . . . . . . . .
[ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 10:57 ] [ ahmad ]
مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه… راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟ راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه: برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز می زنه و از ترس فرار می کنه… بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند! [ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 10:28 ] [ ahmad ]
زن وشوهری بيش از 60 سال بایکدیگر زندگی [ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 14:31 ] [ ahmad ]
در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي ميكرد كه سالها بچهدار نميشد. او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول يك شيريني فروش وارد مغازه شد.
پس از پايان كار، هنگامي كه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت.
فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند،
يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبريك و تشكر از طرف قناد دم در بود.
روز دوم يك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند،
آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند،
يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.
روز سوم يك..... ايراني به او مراجعه كرد.
در پايان آرايشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.
حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازهاش را باز كند،
با چه منظرهاي روبرو شد؟
چهل تا ايراني، همه سوار بر ماشین آخرين مدل، دم در سلماني صف كشيده
بودند و غر ميزدند كه پس چرا اين مردك حمال الاغ مغازهاش را باز نميكنه!!!
[ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 14:26 ] [ ahmad ]
۱۷ ام تولد امام غریبم رضا (ع) ست و اما خبر مهم اینجاست که: جشن عقد من و عشقمه...بالاخره به آرزومون رسیدیم."دوست داشتیم تو تولد آقامون عقد کنیم" ،خیلی مهربونه هر چی بخوای بهت میده با ما که اینطوری بوده.خدایا هر چی عاشقه برسون به هم زوده زود و خوشبختشون کن.(الهی آمین) امام رضا دوست داریم من و عشقم... خیلی زیاد خیلیییییییییییییییییییی... [ یکشنبه دهم مهر 1390 ] [ 16:0 ] [ ahmad ]
[ یکشنبه دهم مهر 1390 ] [ 9:30 ] [ ahmad ]
وقتی یه زن در دوران جوانی مث یه سیب باشه در دوران پیری شبیه چیه؟
. . . . . . . . . .
[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 15:48 ] [ ahmad ]
[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 11:23 ] [ ahmad ]
![]() ![]() ![]() سکوت میکنم خوتون قضاوت کنید [ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 15:47 ] [ ahmad ]
[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ] [ 16:45 ] [ ahmad ]
اعترض یک زن در اوکراین درخصوص نقض حقوق بشر
![]() به نظر شما صدا و سيماي ايران اين خبر را براي كدام دسته از مخاطبان خود تهيه مي كند؟ به ميكروفن سمت چپ بالا نگاه كنيد
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 18:36 ] [ ahmad ]
[ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 18:26 ] [ ahmad ]
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 14:19 ] [ ahmad ]
[ دوشنبه چهاردهم شهریور 1390 ] [ 14:18 ] [ ahmad ]
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بغل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پس نه می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم ******************************************* بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۴۰ درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم ******************************************* یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پس نه یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم ******************************************* به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پس نه تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم ******************************************* در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پس نه درو باز کردم هوای کوچه عوض شه ******************************************* تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه ******************************************* با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پس نه اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم ******************************************* کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ ******************************************* مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پس نه کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس| ******************************************* کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ پس نه میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه ******************************************* به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! ******************************************* داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت ******************************************* تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟ ******************************************* ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پس نه داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته [ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 15:49 ] [ ahmad ]
[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 18:47 ] [ ahmad ]
[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 17:21 ] [ ahmad ]
3 زن انگليسي، فرانسوي و لر با هم قرار ميزارن كه اعتصاب كنن و ديگه تو خونه كار نكنن و بعد از يك هفته نتيجة كارو به هم بگن.
زن فرانسوي گفت:
به شوهرم گفتم كه من ديگه خسته شدم بنابراين نه نظافت منزل، نه آشپزي، نه اتو و خلاصه از اينجور كارا ديگه بريدم. خودت يه فكري بكن، من كه ديگه نيستم يعني بريدم.
روز بعد خبري نشد، روز بعدش هم همينطور،
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه درست كرده بود و آورد تو رختخواب، من هم هنوز خواب بودم، وقتي بيدار شدم رفته بود.
زن انگليسي گفت:
من هم مثل فرانسوي همونا رو گفتم و رفتم كنار،
روز اول و دوم خبري نشد ولي روز سوم ديدم شوهرم ليست خريدو كاملاً تهيه كرده بود، خونه رو تميز كرد و گفت كاري نداري عزيزم، منو بوسيد و رفت.
زن لره گفت:
من هم عين شما همونا رو به شوهرم گفتم،
روز اول چيزي نديدم،
روز دوم چيزي نديدم،
روز سوم چيزي نديدم،
شكر خدا روز چهارم يه كمي تونستم با چشم چپم ببينم. [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 15:13 ] [ ahmad ]
سلام خدمت دوستان عزیزم آدرس وبلاگم عوض شد یه سر بزنید خوشگل تر شده آدرسش موضوع همین متنه بالاست [ سه شنبه یازدهم مرداد 1390 ] [ 14:30 ] [ ahmad ]
آلبومم رفت رو سایت بزرگ تهران موزیک پست ویژه نظر بدید مرسی از همتون TEHRANMUSIC۱۸۶.COM [ چهارشنبه پنجم مرداد 1390 ] [ 13:15 ] [ ahmad ]
[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 9:11 ] [ ahmad ]
مسیر:جاده ی نهاوند- فیروزان(همدان) علت تصادف:۱.خواب آلودگی نارنده ۲.نا مناسب بودن گارد پل (باز هم بی توجهی مسئولین و اتفاقی دیگر...)
[ شنبه بیست و پنجم تیر 1390 ] [ 18:26 ] [ ahmad ]
دانلود آلبومم:
آهنگامو از تو وبلاگم میشه دانلود کرد. گذاشتم اول وبلاگم ٬ کافیه روی آهنگ کلیک راست کنید و save target as... رو بزنید. نظر یادتون نره در مورد آلبومم. [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 19:13 ] [ ahmad ]
زباله ها را به موقع جلوی در بگذارید، با رفتگرها با احترام و محبت برخورد کنید، ماهیانه و عیدی آن ها را به موقع پرداخت کنید... این جا ایران است... ممکن است یکی از همین ها فردا رئیس جمهور شود
[ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 16:24 ] [ ahmad ]
وزارت ارشاد شعر "اتل،متل،توتوله" را به دلایل زیر ممنوع كرد: [ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 16:21 ] [ ahmad ]
غضنفر می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم
طوطی ام گم شده.پلیسه با تعجب می گه: ولی فکرنکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم. غضنفر می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه! [ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 16:16 ] [ ahmad ]
پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟ پسر: سیاستمدار پدر: مگه عقلت کمه؟ پسر: یعنی شرطش اینه!؟ [ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390 ] [ 16:13 ] [ ahmad ]
|
|||||||||||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | |||||||||||